السيد حامد النقوي
74
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
الحاصل عاقل منصف ريبى ندارد كه رازى و ديگر ائمهء قوم كه در انكار حديث غدير ، داد هرزه سراى دادهاند ، نواصب جاحدين و معاندين دينند ، كه در پردهء تسنن ، داد ناصبيّت دادهاند . و معهذا اگر حضرات اهل سنت در بعض احاديث فضائل مختصهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام ، قدحى و جرحى مىكردند ، حماتشان احتمال تحقيق و تنقيد را در آن مىگنجانيدند . اين را چه توان كرد كه متعصبين اين حضرات را ، آن چنان غيظ و حنق دامنگير شده ، كه با وصف آنكه امام الائمهشان حضرت احمد ابن حنبل افاده كرده كه در حق هيچ كس از اصحاب بأسانيد حسان ، آن قدر فضائل مروى نشده كه در حق على عليه السّلام وارد شده كما فى « الصواعق » و غيره ، باز احاديث سخيفهء فضائل ثلاثه را ، تا آنجا كه احاديثى كه أئمهء ايشان آن را از موضوعات أخبار و خرافات أسمار وانمودهاند ، ثابت كنند بلكه بمذهب بكريه گرايند و نصوص جليّه بر خلافت ثلاثه ، از وعيد « من كذب علىّ متعمدا » باكى نكرده ، بجناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم منسوب نمايند و بمقابلهء اهل حق ، فضائل مختصهء جناب أمير المؤمنين عليه السّلام را كليه انكار نمايند و يك فضيلتى هم كه مختص بجناب أمير المؤمنين عليه السّلام باشد ، از قدح سالم نگذارند . « ابن تيميه از عناد جميع فضائل امير المؤمنين ( ع ) را رد كرده است » اگر چه صدق اين دعوى بر متتبع اسفار ايشان واضح است ، ليكن در اينجا بر نقل كلام ابن تيميه اكتفا مىكنم كه او به چند كلمهء موجزه ، جميع فضائل مختصهء جناب أمير المؤمنين عليه السّلام را ردّ ساخته ، در « منهاج السنة »